شاهکار معماری یا بمب ساعتی؟ آسمان‌خراش ۵۹ طبقه‌ای که فقط ۴ پیچ تا فاجعه فاصله داشت

بدون دیدگاه
شاهکار معماری یا بمب ساعتی؟ آسمان‌خراش ۵۹ طبقه‌ای که فقط ۴ پیچ تا فاجعه فاصله داشت

ورژن‌ی درمان ساده بود و اجرایش طاقت‌فرسا. روی هر مفصل ضعیف، دو ورق فولادی به ضخامت حدود ۵ سانتی‌متر و طول ۲ متر جوش می‌خورد؛ چسب‌زخم‌هایی فولادی که دو طرف مفصل را در بر می‌گرفتند و بار را از دوش پیچ‌های کم‌شمار برمی‌داشتند. بیش از ۲۰۰ مفصل به این جراحی نیاز داشتند و فهرست اولویت‌ها، طبیعتاً از طبقه‌ی سی‌ام شروع می‌شد.

این عملیات عظیم باید در ساختمانی انجام می‌شد که روزها هزاران نفر در آن کار می‌کردند. برج سیتی‌کورپ از اوایل آگوست زندگی دوگانه‌ای را آغاز کرد. هر عصر حوالی ساعت پنج که کارمندان کیف‌هایشان را برمی‌داشتند، ارتشی از نجاران و جوشکاران وارد طبقات می‌شد.

ابتدا نجارها فرش‌ها را کنار می‌زدند و دیوارهای گچیِ دفاتر شیک اداری را می‌شکافتند تا اسکلت فولادی و مهاربندهای پنهان در پشت آن‌ها نمایان شود. بعد جوشکاران تا سپیده‌دم، میان دود و جرقه، ورق‌ها را به مفاصل می‌دوختند. پیش از طلوع آفتاب، دیوارپوش‌ها سر جایشان برمی‌گشتند و گردوغبار پاک می‌شد.

با تاریک شدن هوا، ارتشی از جوشکاران در خفا مفاصل ضعیف برج را ترمیم می‌کردند

ساعت هشت صبح، کارمندان با فنجان قهوه پشت میزها می‌نشستند، بی‌خبر از اینکه تنها چند سانتی‌متر آن‌طرف‌تر و پشت دیوارهای رنگ‌بندی‌شده‌ی اتاقشان، تمام شب عملیاتی ضروری برای جلوگیری از فروریختن سقف بالای سرشان در جریان بوده است.

درحالی‌که فصل توفندهای اقیانوس اطلس نزدیک می‌شد؛ مدیران سیتی‌کورپ و لمژوریه به سراغ مقامات شهری نیویورک، اداره‌ی پلیس و صلیب سرخ رفتند و آن‌ها را در جریان بحران گذاشتند. خیلی زود طرح تخلیه‌ای برای شعاع ده بلوک اطراف برج تدوین شد.

متخصصان ده‌ها حسگر کرنش‌سنج روی تیرها و ستون‌های کلیدی شروع کردن کردن کردند تا کوچک‌ترین کشش فولاد را به مرکز پایشی در چند خیابان آن‌طرف‌تر مخابره کنند. شروع کردن این شبکه‌ی هشدار به خطوط تلفن اختصاصی و جدید نیاز داشت، اما شرکت مخابرات اعلام کرد که کشیدن این خطوط در منهتن چندین ماه زمان می‌برد.

بیشتر بخوانید:  تجارت زباله‌؛ آیا پاکسازی مدار زمین به یک کسب‌و‌کار میلیاردی تبدیل می‌شود؟

ریستون شخصاً با رئیس AT&T تماس گرفت و صبح فردا تکنسین‌ها سر کار بودند و تمام خطوط ارتباطیِ مرکز پایش وصل شد.

مقامات و مدیران در تمام این مراحل تأکید داشتند مردم عادی و حتی کارمندان داخل برج نباید از خطر واقعی بویی ببرند. به عقیده‌ی آن‌ها افشای موضوع وقتی کاری از دست کسی بر نمی‌آمد، فقط وحشت و هرج‌ومرج می‌آفرید.

روایت سیتی‌کورپ در همین مقطع به یکی از پیچیده‌ترین دوراهی‌های اخلاقی تاریخ مهندسی تبدیل شد. مردی که به‌خاطر تعهد اخلاقی به ایمنی مردم، اعتبارش را وسط گذاشته و راز اشتباهی محاسباتی را فاش کرده بود، حالا برای آرامش شهر، در عملیاتی حاضر می‌شد که حقیقت را از همان مردم پنهان نگه می‌داشت.

۸ آگوست: یک دقیقه شانس و سکوت خبری روزنامه‌ها

پنهان‌کردن ده‌ها جوشکار و کامیون‌های ورق فولاد در قلب منهتن ماموریت ساده‌ای نبود. کم‌کم شایعاتی در شهر پیچید و خبرنگ‌بندیاران کنجکاو شروع به پرس‌وجو کردند. هشتم آگوست، روابط‌عمومی سیتی‌کورپ در بیانیه‌ای کوتاه اعلام کرد مهندسان بر پایه‌ی داده‌های تازه‌ی تونل باد، برخی وصل شدنات را برای افزایش مقاومت در برابر بادهای احتمالی آینده تقویت می‌کنند.

بیانیه چیزی درباره‌ی خطر سقوط برج نمی‌گفت و لمژوریه سال‌ها بعد بی‌پرده پذیرفت که آن‌ها روایتی حساب‌شده تحویل رسانه‌ها دادند؛ خودشان به اندازه‌ی کافی وحشت‌زده بودند و ترساندن شهروندان را بی‌فایده می‌دانستند.

برچسب‌ها: مخابرات, هک

جدیدترین‌ مطالب

مطالب بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید