صنعت خودرو در سالهای اخیر فضای داخلی را به یک ویترین فناوری تبدیل کرده است. نشان دادنگرها بزرگتر شدهاند، کنترلهای فیزیکی ناپدید شدهاند و خودروسازان مرتبا از قدرت پردازشی خودروهای جدیدشان میگویند. اما هیچیک از اینها لزوما حس لوکسبودن را به سرنشین منتقل نمیکند.
«یک نشان دادنگر ۱۲ اینچی در هر خودرویی با هر قیمتی که باشد، صرفا یک نشان دادنگر ۱۲ اینچی است»
ریمک استدلال میکند که یک نشان دادنگر ۱۲ اینچی، صرفنظر از اینکه در یک کراساوور خانوادگی ۳۰ هزار یورویی باشد یا یک خودروی لوکس ۳۰۰ هزار یورویی، همچنان یک نشان دادنگر ۱۲ اینچی است. گاهی، خودروی ارزانتر حتی میتواند نشان دادنگر بزرگتری داشته باشد.
او معتقد است شرکتهای سوئیسی تلاش نمیکنند ارزانترین ساعت جهان را بسازند، بلکه روی صنعتگری و انحصار تمرکز میکنند و با فروش حجم نسبتا کم، سهم بزرگی از سود صنعت را تصاحب میکنند.
برندهایی مانند بوگاتی، رولزرویس، بنتلی و حتی مدلهای گرانتر بیامو، پورشه و مرسدس میتوانند برای کابینهای دستساز، مواد خاص و حس خرید چیزی واقعا ویژه، قیمت بالاتری بگیرند.
اما یک مشکل بزرگ در تعمیم این فلسفه به کل صنعت خودروی اروپا هست. همه نمیتوانند بوگاتی شوند. فولکسواگن، شرکت مادر سابق بوگاتی، ناتوان است ناگهان گلف را به یک هاچبک لوکس تبدیل کند و انتظار داشته باشد میلیونها خریدار باقی بمانند. رنو ناتوان است هر کلیو را با چرم و فیبر کربن بپوشاند. اشکودا ناتوان است اوکتاویا را به یک ساعت سوئیسی روی چهار چرخ تبدیل کند.
اما خودروسازان پرتیراژ مشکل کاملا متفاوتی از بوگاتی دارند. آنها باید خودروهایی بسازند که میلیونها نفر واقعا توان خریدشان را داشته باشند. نمیتوان مشکل رقابتپذیری اروپا را با گرانتر کردن هر خودرو حل کرد؛ چون بسیاری از مشتریان به دنبال چرم دستدوز، چوب خاص و تزئینات سفارشی نیستند. آنها یک خودروی عملی میخواهند که آنها را به سر کار برساند، جای خانواده باشد و هزینهی گزافی نداشته باشد.
خودروسازان چینی به ساخت خودروهای ارزان با نشان دادنگرهای عظیم محدود نیستند. آنها در حال حرکت به سمت بازارهای بالاتر هستند و بهطور فزایندهای مواد چشمگیر، کابینهای شیک و فناوری را با قیمتهایی ارائه میدهند که خودروسازان اروپایی ممکن است در رقابت با آنها دچار مشکل شوند. صرفا اضافه کردن چرم و پاک کردن نشان دادنگر، بهطور جادویی محصولی شکستناپذیر ایجاد نمیکند.
به نظر شما آیا خودروسازان اروپایی باید مسیر بوگاتی را در پیش بگیرند یا همچنان به رقابت فناورانه با چین ادامه دادن دهند؟ دیدگاه خود را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.













