کاهش فشار هوا تنها به این موضوع محدود نمیشود. انتقال اکسیژن از ریهها به جریان خون نیز دشوارتر میشود و پس، میزان اشباع اکسیژن خون که در شرایط عادی حدود ۹۸ درصد است، ممکن است تا حدود ۹۱ یا ۹۲ درصد کاهش یابد. این افت باعث میشود اکسیژن کمتری به عضلات و سایر بافتهای بدن برسد؛ اتفاقی که خود را به شکل خستگی زودهنگام، کاهش توان بدنی و افت عملکرد نشان میدهد.
بدن برای جبران این کمبود اکسیژن ناچار است بیشتر به متابولیسم بیهوازی متکی شود؛ فرایندی که اسید لاکتیک بیشتری در عضلات تولید میکند. تجمع اسید لاکتیک همان عاملی است که احساس سوزش و درد عضلات پس از فعالیت شدید را به وجود میآورد. پس، بازیکنان سریعتر خسته میشوند و بازیابی توان جسمی آنها نیز دشوارتر است.
علاوه بر این، هوای ارتفاعات معمولاً خشکتر است. هوای خشک باعث میشود بدن سریعتر آب از دست بدهد و خطر کمآبی افزایش یابد؛ موضوعی که میتواند عملکرد بازیکنان را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
البته بدن انسان در بلندمدت توانایی هماهنگی با چنین شرایطی را دارد. یکی از مهمترین واکنشهای بدن، افزایش تولید هورمون اریتروپویتین (EPO) است که مغز استخوان را به ساخت گلبولهای قرمز بیشتر تحریک میکند. افزایش تعداد گلبولهای قرمز، ظرفیت انتقال اکسیژن را بالا میبرد و به بدن کمک میکند کمبود اکسیژن محیط را بهتر جبران کند.
اما این فرایند درطول چند روز اتفاق نمیافتد و معمولاً هفتهها زمان میبرد. بازیکنان مکزیک که سالها در چنین شرایطی تمرین کرده و مسابقه دادهاند، از مدتها قبل با ارتفاع سازگار شدهاند. در مقابل، انگلیسیها تا چند روز پیش در ایالات متحده حضور داشتند و آخرین مسابقه خود را اول ژوئیه در آتلانتا برگزار کردند؛ بنابراین فرصت کافی برای تطبیق با شرایط جدید نداشتهاند.
این مسئله از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که فوتبال ورزشی مبتنی بر استقامت و انفجار شتاب است. بازیکنان باید ۹۰ دقیقه یا بیشتر بهطور مداوم در حال حرکت باشند و در هر لحظه بتوانند با حداکثر شتاب استارت بزنند. کاهش اکسیژن در ارتفاع دقیقاً هر دو ویژگی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ هم استقامت بازیکنان را کاهش میدهد و هم توانایی آنها برای انجام دوهای انفجاری را محدود میکند.













