در اقدامی که میتواند همزمان هم نماد مقاومت فناورانه و هم نشاندهنده انزوای دیجیتال باشد، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از ارائه «خدمت پایدار» سکوی ملی هوش مصنوعی به ۱۵ دانشگاه و ۲۴ سازمان، حتی در شرایط خاموشی اینترنت، خبر داد.
حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان، در گفتوگو با ایسنا ادعا کرد که این سکو «تنها سکویی بوده که توانسته خدمات هوش مصنوعی را بهصورت پایدار ارائه دهد» و بر بومی بودن و استقلال آن از خدمتهای خارجی تأکید کرد؛ ادعایی که البته برخی از متخصصین انتقاداتی به آن دارند. مفهوم «بومیسازی» در هوش مصنوعی به ندرت به معنای توسعه مدل از نقطه صفر است. اغلب مدلهای موسوم به بومی، بر پایهی یکی از مدلهای متنباز جهانی (مانند Llama، Gemma یا دیگران) ساخته میشوند و سپس با دادههای فارسی و تخصصی، «ریزتنظیم» و بهبود مییابند. بنابراین، تمایز اصلی یک سکوی بومی موفق، نه در دانش پایهای که از پیش در مدلهای عمومی هست، که در کیفیت فهم، پردازش و بازتولید زبان فارسی، یکپارچهسازی با منابع دادهای داخلی و بهینهسازی برای نیازهای خاص یوزران ایرانی است. در غیر این صورت، هر فرد یا سازمانی میتوانست همان مدل متنباز اصلی را روی یک سرور داخلی اجرا و استفاده کند. درواقع میتوان گفت تنها ارزش افزوده واقعی سکوهای ملی، در همین لایه تطبیق، شخصیسازی و ارائه خدمات پایدار در بستر شبکهی داخلی است.
از یک منظر، این خبر را میتوان دستاوردی برای فناوری داخلی قلمداد کرد. طراحی سیستمی که بدون وابستگی به رابط برنامهنویسیهای خارجی (عمدتاً آمریکایی و اروپایی) و قابلیت فعالیت در شبکه ملی اطلاعات، خدمات اولیه هوش مصنوعی را ارائه میدهد، در شرایط تحریم و قطعیهای متناوب اینترنت، امری راهبردی به نظر میرسد. این پروژه که از مهر ۱۴۰۳ کلید خورده، ادعا میکند زیرساختی عملیاتی برای شرکتهای دانشبنیان و توسعهدهندگان داخلی فراهم میآورد. با این حال خبری از مقایسه توانمندیهای این سکو (مانند دقت مدلهای زبان بزرگ یا قابلیتهای پردازش تصویر) با نمونههای جهانی مشابه نیست. سلسله جلساتی که درباره این مدلها تا پیش از قطعی اینترنت برگزار میشد حکایت از انتقاد شدید توسعهدهندگان مدلهای بومی هوش مصنوعی پیرامون نبود تجهیزات بود و مشاهدات خبرنگبندیار در این جلسات نیز نشان میداد که این مدلها فرسنگها با ابزارهای جهانی فصاله دارند. نباید فراموش شود «پایداری» در خدمتدهی لزوماً به معنای «کیفیت برتر» یا «همترازی با استانداردهای روز» نیست.
ضمن اینکه باید گفت استقلال در این چارچوب، به معنای قطع ارتباط با اکوسیستم پویا و سریعالتغییر هوش مصنوعی جهانی است. این خطر هست که مدلهای داخلی، به دلیل نداشتن اجازه دسترسی به دادهها، پژوهشها و ابزارهای بهروز جهانی، در بلندمدت به تدریج از رقبای بینالمللی عقب بمانند.
تاکید بر عملکرد در شرایط خاموشی اینترنت اگرچه موضوعی بهظاهر یوزردی است، اما به مانند اکثر اظهار نظر دولتمردان و سیاسیون این روزها، به نوعی عادیسازی و انطباق با شرایط قطع اجازه دسترسی به اینترنت جهانی را نیز در پی دارد. به عبارت دیگر، آیا این فناوری قرار است مشکل اجازه دسترسی را حل کند، یا تنها آثار منفی سیاستهای محدودکننده را کاهش دهد؟
شروع کردن سکوی ملی هوش مصنوعی، در شرایط فعلی، حرکتی ضروری و قابل دفاع از منظر ایمنی ملی و توسعه فناوری بومی به نظر میرسد. با این حال، عملیات موفق واقعی آن نه در عملکرد در شرایط بحران، که در توانایی رقابت، تعامل هوشمند با جهان و ارائه خدمات باکیفیت به جامعه بزرگتری از یوزران تعریف میشود.
آینده این سکو (یا سکوها؟) به سیاستگذاریهای بعدی تصمیمگیران بستگی دارد: آیا صرفاً به عنوان دژ مجزایی در شرایط قطعی اینترنت عمل خواهد کرد، یا میتواند پلی باشد که ضمن حفظ استقلال نسبی، پیوندهای ضروری با پیشرفت جهانی را نیز حفظ کند؟ پاسخ به این پرسش را باید پس از وصل شدن اینترنت جهانی میتوان پیگیری کرد.













