تصور کنید روی یک پل معلق در میانهی اقیانوس ایستادهاید. زیر پای شما، هزاران تن بتن و فولاد معلق است و تنها چیزی که بین شما و اعماق تاریک آب فاصله انداخته، چند کابل و یک شاهکار مهندسی است. اما سوالی که خواب را از چشم هر انسان کنجکاوی میگیرد این است که وقتی حتی یک سنگ کوچک در دریا غرق میشود، انسانها چگونه توانستهاند ستونهایی به ارتفاع یک آسمانخراش را در بستری که مدام زیر فشار آب و لجن تغییر شکل میدهد، بنا کنند؟
ساختن پل روی زمین سفت، چالشهای خودش را دارد؛ اما ساختن آن در دلِ اقیانوس خروشان، جایی که آب بیرحمانه به همهچیز ضربه میزند، جنگی تمامعیار با قوانین فیزیک است. اگر ذهن شما هم حداقل یکبار درگیر چگونگی ساخت این پلهای اقیانوسی شده، جای درستی آمدهاید؛ چون قرار است در سفری به اعماق آب، دریابیم که چطور با ترکیب ارتعاش، هوای فشرده و رباتهای بالارونده، غیرممکن، ممکن میشود.
ایجاد خشکی در دل آب
تقریباً همه میدانیم که برای ساختن فونداسیون، به محیطی خشک نیاز است؛ بنابراین، شاید بزرگترین کنجکاوی ذهن ما این باشد که چطور میشود وسط جایی که تا چشم کار میکند آب است، فضایی خشک ایجاد کرد؟
راهکار نبوغآمیز مهندسان در این شرایط، استفاده از یک جعبهی عظیم و آببند به نام «کیسون» (Caisson) است. این سازه درواقع شبیه به یک اتاقک زیردریایی بزرگ عمل میکند که قرار است جزیرهای خشک و امن را برای کارگران در میان امواج ایجاد کند؛ ولی پیش از اینکه کیسون را در آب قرار دهند، باید پایههایی برای ایستادن آن بسازند.
ماجرا با فروکردن ستونهای فولادی (شمعها) در بستر دریا شروع میشود؛ همانهایی که قرار است وزن کل پل را به دوش بکشند. اما فرو کردن یک لولهی فولادی عظیم در بستر سفت و فشردهی دریا، کار هر کسی نیست و زور هیچ جرثقیلی هم به آن نمیرسد. اینجا جایی است که مهندس باید زور بازو را کنار بگذارد و از مغزش استفاده کند.













